دسترسی سریع
پر مخاطب ها
آخرین مطالب
آرشيو مطالب
امکانات وب
با من بیکس تنها شده، یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه خدا را تو بمان
من بیبرگ خزان دیده دگر رفتنیامتو همه بار و بری، تازه بهارا تو بمان
داغ و درد است همه نقش و نگار دل منبنگر این نقش بخون شسته نگارا تو بمان
زین بیابان گذری نیست سواران را لیکدل م
سایهاش بودم ولی از سایهام ترسید و رفتبیوفا کفش فرارش را شبی پوشید و رفت
خندههایش جانِ من بود و جهانم را گرفتپیش چشمش جان سپردم زیرِ لب خندید و رفت
مثلِ یک پروانهی زیبا پی گل بود و منشمع بودم آمد و دور سرم چرخید و رفت
از همان اول به دنبال کسی آمصفحات وب
درباره وب

ورود
خبرنامه
آمار سایت
تبلیغات متنی

